مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1169

طب اكبرى ( فارسى )

اغذيه تصرف بايد كرد . و بدانند كه فصد در همهء انواع نفع دارد اگر مانعى نبود . [ 1540 ] مقالهء [ چهل و سوم ] : اندر حصبه « 1 » و جدرى « 2 » و حميقا بايد دانست كه در مبحث حميات اگرچه اين امراض ذكر يافته ليكن درينجا نيز بمع [ يعنى همراه ] فوايد ديگر بيان كرده مىآيد به مقالهء مستقله كما هو حقه . [ 1541 ] امّا حصبه ، بثور سرخ متفرقه است كه به مقدار كاورس بود و چون شروع خواهد كرد ، نخست ورم گرد سرخ‌رنگ خفى الحجم در آنجا پديد آيد گويا قرص براغيث است و بعده [ يعنى پس از آن ] دانه ظهور نمايد . و خاصهء وى است كه نه پزد و نه ريم كند بلكه خشك‌ريشه گردد و پوست او همچون سبوس فرود آيد . [ 1542 ] جدرى ، به ضم جيم و فتح نيز آمده و آن را آبله و نغزكان گويند . و وى بثور بزرگ است كه به قدر عدس كلان باشد و در جميع بدن يا در اكثر آن يا در بعض آن ظاهر شود . و خاصه ويست كه در ابتدا سرخ باشد و عند النضج به سپيدى گرايد و زود ريم كند . و باشد كه جدرى مضاعف بود يعنى در جوف وى بثرهء ديگر بود . و باشد كه از جدرى خون ترشح نمايد و اين ، علامت بد است . [ 1543 ] حميقا ، بر وزن غبيرا ، حباب سپيد بزرگ متفرقه است كه از قلت ، اعداد [ يعنى شمارش آن ] توان كرد . و خاصه وى است كه بىتب باشد و عقل برقرار بود و نفس قوى باشد . و او اسلم‌ترين انواع است و آن را خارك و خشخنك و باد آبله خوانند . علامت و علاج اينها در حمى گفته شد به تفصيل . و در اينجا ، تدبير پختن آبله و خشك كردن آن و خشك‌ريشه دور كردن و نشان آبله زايل ساختن گفته مىآيد . [ 1544 ] تدبير پزانيدن آبله : بايد دانست كه هرگاه آبله برآيد و تب و بىقرارى و تلواسه كمتر شود و نبض و نفس به حال طبيعى آمده باشد ، بدانند كه آبله دير خواهد پخت [ و ] تدبير پزانيدن كنند . و اگر با وجود ظهور آبله ، حرارت و بىقرارى كمتر نشود و نبض و نفس به حال طبيعى نيامده باشد ، علامت نيك نبود به پزانيدن مشغول نبايد شد . طريق پزانيدن آن است كه بابونه و اكليل الملك با بنفشه و خطمى يا سبوس گندم آن چه حاضر باشد يا همه به يك جا اندر آب بجوشانند و زير دامن و جامهء بيمار اندر نهند از پيش و پس تا بدين تدبير آبله آب شود و بپزد [ و ] بعده [ يعنى پس از آن ] تدبير خشك

--> ( 1 ) . قاموس القانون : Measles . ( 2 ) . قاموس القانون : Small pox .